Me, My World and Digital Life
آرشیو برای ژانویه, 2008
ژانویه 23, 2008 روی 6:16 ب.ظ · طبقه بندی شده زیر Internet, Software, Technology, Web 2.0
برنامهنویسی وب روز به روز اهمیت بیشتری پیدا میکند. این روزها دیگر وقتی از برنامهنویسی وب صحبت میکنیم، منظور فقط درست کردن یک وبسایت نیست. امروز ما تولید کننده برنامههای تحت وب هستیم. به عنوان مثال من در یاهو، جیمیل و لایو اکانت دارم. میتوانم برای ارتباط نرمافزارهای مسنجر هر یک از این سه سرویس را جداگانه روی سیستم عامل دسکتاپم نصب کنم ولی راه بهتری هست: استفاده از سرویسهایی مثل meebo که به کمکشان خیلی راحت میشود به اکانتهای مختلف دسترسی پیدا کرد. نمونه خوب دیگر desktop two هست. با جادوی ایجکس و فلش در این سیستم عامل وبی میتوانید فایلهایتان را آپلود کنید، موسیقی گوش کنید، ایمیلهایتان را بخوانید، چت کنید، وبلاگ بنویسید یا فیدهایتان را مرور کنید و … به این نمونهها اضافه کنید ابزارهای آنلاین ویرایش و خلق تصاویر یا نرمافزارهای وبی آفیس برای ساخت سندهای مختلف متنی یا ارائهها و صفحه گستردهها.
نتیجه؟ روزی را خواهیم دید که سیستم عامل کامپیوترهای شخصی صرفا به یک واسط برای اتصال به شبکه تبدیل شده و همه سرویسها و احتیاجات کاربران از طریق سیستم عاملهای تحت وب تامین شوند. البته در این راه مشکلاتی هم وجود دارند. سرعت اتصال یکی از مهمترین آنهاست. مسلما تحقق چنین رویایی با dial up یا ADSL 128K امکانپذیر نیست، ضمن اینکه قطع احتمالی ارتباط میتواند باعث بروز مشکلات زیادی برای کاربران شود. مشکل بعدی که البته بیشتر یک چالش فنی است این است که اصولا قابلیت اعتماد و ظرفیت سرویسدهی سرورهای موجود چقدر است؟ اگر قرار باشد میلیونها نفر تمامی کارهای دیجیتالیشان را از طریق سیستم عاملهایی که تحت وب هستند انجام بدهند تا چه اندازه میتوان روی سرورها حساب باز کرد؟ خوشبختانه معماری موجود شبکه به گونهای است که میتوان از توان پردازشی میلیونها کامپیوتر برای انجام چنین کارهایی استفاده کرد. نکته مهم دیگر تضمین امنیت اطلاعات و حریم خصوصی کاربران است، حتی اگر بتوان روزی را متصور شد که مشکل ارتباط و نیز قابلیت اطمینان حل شده باشد، امنیت دادهها و نیز حریم خصوصی کاربران همچنان به عنوان یک مشکل بزرگ باقی میماند.
این بحث ادامه خواهد داشت.
ژانویه 18, 2008 روی 5:41 ق.ظ · طبقه بندی شده زیر Apple
رضا در پست مربوط به بررسی Macbook Air نوشته بود:
سئوال اصلی هم اینجاست واقعا چطور اپل می تواند محصولاتی مثل این یا iPhone را با هزار و یک ایراد و با وجود محصولات خیلی بهتر با قیمت های پائین تر به فروش چند میلیونی برساند؟ به این می گویند هنر بازاریابی و تبلیغات!
آقای Steve M.Chazin به این سوال پاسخ میدهد. او که نویسنده سایت Marketing Apple هست و به بررسی روشهای بازاریابی اپل میپردازد، در نوشتهای که در قالب ebook هست پنج راز بازاریابی اپل را بازگو میکند:
1. محصولات را نفروش! مردم چیزی را میخرند که بقیه مردم داشته باشند.
اگر به تبلیغات آیپاد نگاه کرده باشید، آدمهای شاد و پرانرژی را در حال رقص در پسزمینههای رنگی مختلف میبینید که آیپاد در دست دارند. در واقع در تبلیغات آیپاد، تمرکز روی خود محصول نیست، اپل life style خودش را تبلیغ میکند نه آیپاد را. یک آیپاد میخری و وارد کلوب آیپاد دارها میشوی!
2. هیچ وقت در بازار اولین نباش. چیز بهتری بساز.
اپل در واقع هیچ چیز جدیدی را اختراع نکرده است. اپل PC یا MP3 Player یا تلفن همراه را اختراع نکرده، فقط یک مدل جدید و زیبا از چیزهایی که قبلا هم بودهاند ارائه میدهد. در واقع محصولات جنجالی اپل، بهبودیافته محصولاتی هستند که همین حالا میتوانید در بازار پیدا کنید….
اگر علاقمند هستید بیشتر درباره راههای بازاریابی در کسب و کار اپل بدانید، توصیه میکنم این کتاب الکترونیک را از اینجا دریافت و مطالعه کنید.
ژانویه 18, 2008 روی 2:53 ق.ظ · طبقه بندی شده زیر Project Management
یک مسأله مهم در مدیریت پروژههای نرم افزاری، سنجیدن عملکرد نیروی انسانی در یک تیم نرمافزاری است. یکی از روشهای موثر و مفید این است که از کلیه افراد بخواهیم گزارشی از پیشرفت کارشان بنویسند. اگر گزارش به صورت کلی باشد، مدیر پروژه بر اساس آن میتواند تنها میزان پیشرفت پروژه را ارزیابی کند، اما اگر هر شخص ملزم باشد هر روز یک گزارش از فعالیتهای خودش را به مدیر پروژه بدهد، دید وسیعی نسبت به سهم آن شخص در انجام پروژه، زمان صرف شده برای انجام کار (که در قیمت نهایی محصول اهمیت دارد) و میزان کارایی افراد به مدیر پروژه میدهد.
گزارش روزانه، میتواند در قالب یک فایل اکسل باشد که حداکثر 15 دقیقه از وقت هر فرد را میگیرد، اما در عین حال در میان مدت میتواند نشاندهنده میزان تأثیر عوامل پیرامونی بر پیشرفت پروژه باشد.
مشکل بزرگ البته این است که ما در ایران، هنوز به چنین شیوههایی عادت نکردهایم.
ژانویه 17, 2008 روی 6:14 ب.ظ · طبقه بندی شده زیر Cinema, Misc
چند روز پیش Transformers را میدیدم. رسید به جایی که Jon Voight میگوید:”The president has dispatched battle groups to the Arabian Gulf and the Yellow Sea”. یادم آمد مدتی پیش هم یک فیلم 2007 ای دیگر دیده بودم که در آن رسما از خلیج عربی نام برده شده بود. به نظر میرسد هالیوود بدش نمیآید از این اسم جعلی در فیلمهایش بیشتر استفاده کند.
این قضیه باعث شد سری به ویکیپدیا بزنم. در ویکیپدیا انگلیسی صفحه Arabian Gulf به خوبی توضیح میدهد که این یک نام اشتباه است و کاربر را به صفحه بحث درباره نام خلیج فارس هدایت میکند. اما در ویکیپدیا عربی، صفحهای به نام خلیج فارس وجود ندارد و در صورت جستجو به صفحه خلیج عربی هدایت میشوید! کسی هست بتواند صفحه الخلیج الفارسی را در ویکیپدیا عربی بسازد؟
البته علاوه بر خلیج فارس، جایی دیگر در Transformers هست که به ایران مرتبط میشود، دیالوگهای زیر را ببینید:
- Hey, guys, I think the other team figured it out : Iran!
- Come on, man! This is way too smart for Iranian scientists!
پ.ن: جایی در Transformers مایکل بی اشارهای میکند به آرماگدون که سال 98 ساخته بود. پسربچهای که شگفتزده از برخورد روباتهای دیگر است میگوید: “This is easilly a hundred times cooler than Armaggedon”. بقیه ارتباطات فیلمی Transformers را اینجا ببینید.
ژانویه 15, 2008 روی 5:22 ب.ظ · طبقه بندی شده زیر Personal, Photo
حین وبگردی به تبلیغی از یونیسف رسیدم که خواستار تحصیلات بیشتر برای دختران در کشورهای اسلامی شده بود. عکس سال 2007 یونیسف را به یاد آوردم، عکسی از ازدواج یک مرد 40 ساله افغان با یک دختر 11 ساله. بعد یادم آمد از وضعیت حجاب و تحصیلات عالیه دختر خانمها در فرانسه و ترکیه. ولی هر چه فکر کردم یادم نیامد تبلیغی از یونیسف دیده باشم برای تحصیلات بیشتر دخترهای محجبه در فرانسه، یا امنیت بیشتر برای کودکان فلسطینی یا عدالت بیشتر برای نوجوانانی مثل محمد اسماعیل آقا و اسدالله عبدالرحمن که زمانی در گوانتانامو بودند.

ژانویه 10, 2008 روی 1:35 ب.ظ · طبقه بندی شده زیر Internet, Web 2.0
CodeIDE یک سایت آنلاین برای برنامهنویسی است که در آن میتوانید کدهای خود را به زبانهایی مثل Pascal, Basic, C++, Perl, JavaScript و اسمبلی و … بنویسید و اجرا کنید و خروجی را هم ببینید. CodeIDE حتی یک Command Prompt آنلاین هم دارد!
Editor آنلاین این سایت قابلیت ذخیره فایل سورس، باز کردن فایل یا پروژه، undo , redo و جستجو و … را هم دارد. همچنین به صورت آنلاین میتوانید با دیگر کاربران سایت چت کنید.
سایتهای مثل CodeIDE برای مواقعی که کامپایلر/مفسر لازم برای اجرای کدهای نوشته شده در دسترس نیست خیلی مفید هستند، مثل روز تحویل پروژه که میخواهید پروژه دوستتان را عوض کنید و به نام خودتان به استاد تحویل بدهید، سورس را برمیدارید، میروید کافینت دانشکده، بقیهاش هم خیلی زمانبر نیست (:
ژانویه 6, 2008 روی 5:44 ب.ظ · طبقه بندی شده زیر Misc
اتاق شماره 23 هتل آتلانتیک پایان تختی نبود.
امشب پدر برایم از تختی گفت، من هم روزی برای فرزندم از تختی خواهم گفت که تا ایران زنده است، جهان پهلوان تختی هم زنده است.
مرتبط: جهان پهلوان تختی، خودکشی یا شهادت؟ از مرکز اسناد انقلاب اسلامی
ژانویه 4, 2008 روی 10:40 ق.ظ · طبقه بندی شده زیر Personal
دل من دیرزمانی است که میپندارد:
«دوستی» نيز گلی است؛
مثل نيلوفر و ناز،
ساقه ترد ظريفی دارد.
بی گمان سنگدل است آنكه روا میدارد
جان اين ساقه نازک را
-دانسته-
بيازارد.
ژانویه 1, 2008 روی 3:30 ب.ظ · طبقه بندی شده زیر Cinema
روزی که فیلم ده عباس کیارستمی را دیدم، آرزو کردم کاش کیارستمی دنبالهای بر ده بسازد. آرزویم را مانیا اکبری بازیگر زن فیلم ده برآورده کرد.
10+4 ادامهای است بر فیلم 10. این بار مانیا اکبری تجربهای شخصی از مرگ و زندگی را به تصویر میکشد. در فیلم که بر اساس ایدهای از کیارستمی ساخته شده، خانم اکبری که مبتلا به سرطان است، دوباره سوار بر ماشینش (وسیله محبوب کیارستمی در فیلمهایش) با آدمهای مختلفی صحبت میکند. با شدت یافتن بیماری، مانیا دیگر رانندگی نمیکند و او را در صندلی عقب ماشین میبینیم. اکبری درباره فیلم میگوید:
ما اغلب از زندگیهایمان، سینما میسازیم و گاهی هم از سینما، زندگیمان را. 4+10 برای من هر دوی اینها بود.
تبلیغ فیلم را دانلود کردم و دیدم. اولش که صدای اکبری را میشنویم که میگوید: “حاضرید؟ بوم هم اومد توی کادر کات نده، اصلا مهم نیست.” کاملا آماده ورود به یک فیلم متفاوت میشویم.
گرچه هنوز فیلم را ندیدم اما به شدت مشتاق دیدنش هستم و همینطور مشتاق دیدن مانیا اکبری که بعد از فیلم ده، او را به خاطر فکر باز و عقایدش بسیار تحسین کردهام.
مرتبط: مطلب بیبیسی درباره فیلم
نوشته پرستو درباره بیست انگشت فیلم دیگر مانیا اکبری