اول. سال نو مبارک.

دوم. قسمت سوم ودکست را در گوگل ویدئو آپلود کردم. بخش اول را از اینجا و بخش دوم را از اینجا می‌توانید ببینید. در این ودکست بعد از تبریک عید با آهنگی از فرهاد، بخش دوم برنامه کارآفرینی و فناوری اطلاعات را می‌بینید که بعد بررسی کوتاهی از یک قابلیت آندروئید که کوین رز بهش اشاره می‌کنه، طرح ریزی یک کسب و کار فرضی را شروع می‌کنیم. در بخش دوم ودکست سوم درباره فیلم گرسنگی که به چند هفته آخر زندگی بابی سندز مبارز ایرلندی می‌پردازه صحبت کردم و در انتها هم آگهی از IBM درباره لینوکس را خواهید دید.

بخش اول ودکست سوم:

بخش دوم ودکست سوم:

سوم. امروز صبح که آمدم ودکست سوم را آپلود کنم، یوتیوب و همچنین اغلب سایت‌های اشتراک گذاری ویدئو فیلتر شده بودند. عبور از فیلتر چند ثانیه وقت گرفت ولی یوتیوب چندین بار وسط آپلود ویدئو خطا داد. رفتم سراغ گوگل ویدئو که از قرار به زودی امکان آپلود ویدئو را هم نخواهد داشت. برای کار، نیاز به Google Gears داشت وصد البته  کشور عزیزمان در لیست تحریم این محصول هست. این‌ها مشکلی نبود که نشود حلشان کرد، اما دارم با خودم فکر می‌کنم وقتی من برای نوشتن همین پست که می‌خوانید نمی‌توانم از Windows Live Writer استفاده کنم چون صفحه مربوطه در وردپرس.کام فیلتر شده، برای ورود به داشبورد وردپرس.کام هم باید از روش‌های محیرالعقول استفاده کنم چون صفحه لاگین مورد عنایت قرار گرفته. محتوای این پست هم که دو تا ویدئوی چند دقیقه‌ای است را هم با هزار کلک و دور زدن سدهای مختلف باید آپلود کنم، واقعاً چه انگیزه‌ای برای کار می‌ماند؟

بعدنوشت: به دلیل مشکلی که عزیزان در اتاق فرمان داشتند و امروز عصر به فاصله چند دقیقه یوتیوب فیلتر/باز می‌شد، موفق شدم ویدئوها را در یوتیوب هم دانلود کنم. بخش اول را از اینجا و بخش دوم را از اینجا می‌توانید ببینید.

در ادامه مطلب من اصل وب 2 هستم، می‌خواهم به جنبه دیگری از بحث اعتیاد به زندگی مجازی صحبت کنم: شبکه‌های اجتماعی و دوستان آنلاین.

در زندگی واقعی، حلقه دوستان ما حلقه کوچک و محدودی است، اما در زندگی آنلاین لااقل در تئوری شما می‌توانید با تک تک کاربران آنلاین دوست باشید. واسط دوستی‌های آنلاین شما شبکه‌های اجتماعی هستند: جایی که همیشه می‌توانید دوستان جدیدی پیدا کنید.

Online Friendsچند سال پیش وقتی یکی از دوستان آنلاین برایم دعوتنامه ارکات را فرستاد و بعد من با دقت مشغول تکمیل پروفایل بودم تصور گسترده شدن ایده شبکه‌های اجتماعی دور از ذهن نبود. ارکات به من کمک کرد دوستانی که چندین سال خبری از آن‌ها نداشتم را این بار در اینترنت پیدا کنم. در طی چند سال و تا قبل از انقلاب فیس بوک، شبکه‌های اجتماعی رشد قارچ‌گونه‌ای داشتند. یک شبکه اجتماعی تازه می‌آمد و فقط کافی بود یکی دو نفر از دوستانت عضو شده باشند، آن وقت دیگر دعوتنامه‌ها تمامی نداشت. فیس بوک با بازکردن پای برنامه‌نویسان برای تولید برنامه فصل جدیدی در شبکه‌های اجتماعی گشود. از طرف دیگر، حالا سایت‌هایی مثل ning این امکان را به کاربران می‌دهند تا شبکه اجتماعی خود را داشته باشند، یا مثلا Google Friend Connect به وبلاگ‌نویسان کمک می‌کنند تا شبکه‌ای از دوستان و خوانندگان داشته باشند.

چند دوست؟

این بدیهی است که تعداد دوستان یک آدم معمولی مثل من در یک شبکه اجتماعی، با حلقه دوستان یک شخص معروف متفاوت باشد، اما وقتی در یک سایت پروفایل شخصی را می‌بینم که چند هزار دوست دارد فکر می‌کنم توانایی پردازش چنین حجمی از اطلاعات برای یک شخص زمان زیادی می‌خواهد. موضوع فقط یک سایت نیست: در twitter چند نفر را دنبال می‌کنید؟ در فرندفید؟ چند تا دوست در فیس بوک دارید؟ و …

در چنین شرایطی است که مشکلات اعتیاد به وب2 خودشان را نشان می‌دهند:

  • آیا بیشتر از زمانی که با دوستان واقعی‌تان زمان صرف می‌کنید، با دوستان آنلاین خودتان در ارتباط هستید؟ همان‌طور که گفتم دسترسی به دوستان جدید در محیط‌های آنلاین بسیار ساده‌تر و کم هزینه‌تر است. وقتی اینجا داشتم کمی درباره مطلب قبلی صحبت می‌کردم مثالی از واکوپا زدم، الان می‌خواهم بازهم با تکیه بر آمار واکوپا شخص دیگری را مثال بزنم که به طور متوسط در یک ماه گذشته روزی نزدیک به 5 ساعت از فرندفید استفاده کرده. به نظر شما ممکن است روزی فرندفید، جای گپ‌های دوستانه و چهره به چهره ما را بگیرد؟
  • مشکلات ارتباطی، خب من دیگه دوست ندارم با تو ارتباطی داشته باشم: در دنیای واقعی، به همین سادگی نیست که دکمه block را فشار بدهید و دیگه اثری از آن شخص در زندگی شما نباشد. فناوری‌های نو روش ارتباط ما خیلی تغییر داده‌اند. تا به حال شده است وقتی یک کتاب چاپی یا مطلب جالب را در روزنامه می‌خوانید پایین صفحه به سبک گوگل ریدر دنبال دکمه share باشید؟ البته این مساله فقط درباره وب نیست. از چند سال پیش به این طرف فکر نمی‌کنید sms جای مکالمه تلفنی با دوستانتان را گرفته؟
  • سرسری خواندن: وقتی دوستان آنلاین زیادی داشته باشید با حجم زیادی از محتوا مواجه می‌شوید که دوستان شما تولید کرده‌اند یا به اشتراک گذاشته‌اند و شما از ترس از دست دادن حتی یک مورد جالب/مفید/سرگرم کننده دوست دارید همه‌شان را مرور کنید. آیا شما هم مثل من این وسواس را پیدا کرده‌اید که آیتم‌های خوانده نشده گوگل ریدرتان همیشه صفر باشد؟ وقتی بخواهید تعداد زیادی مطلب را بخوانید و در مورد share کردن یا reply کردن یا comment گذاشتن یا افزودن به favorites یا هر اکشن دیگری تصمیم بگیرید، یواش یواش می‌بینید که به سرسری خواندن عادت کرده‌اید و اصلاً حوصله خواندن متن‌های طولانی را ندارید. دیگر نمی‌توانید یک کتاب قطور را با حوصله بخوانید و به دنبال این هستید که با خواندن تصادفی بخش‌هایی از این پست من، هر چه زودتر به پیام آن برسید! این یک خطر بزرگ است. توصیه می‌کنم حتماً وقت بگذارید و مقاله آنچه اینترنت بر سر مغزهای ما می‌آورد را مطالعه کنید.

ادامه دارد…

ودکست دوم هم آماده شد. در این ودکست چیزهای جدیدی مثل لوگو و زیرنویس را اضافه کردم. البته مهمترین بخشی که می‌خواستم مجدداً آماده‌اش کنم یعنی پرونده داستان 1984 جرج اورول آماده نشد ولی حداقل می‌توانید تبلیغش را ببینید!
بخش اول ودکست دوم را از اینجا و بخش دوم آن را از اینجا ببینید. همچنین می‌توانید به کمک IDM یا این سایت آن‌ها را دانلود کنید.

بخش اول ودکست دوم

بخش دوم ودکست دوم

پ.ن: ودکست‌های فارسی که تا به حال دیدم در واقع پادکست‌هایی بودند که با تصاویر و فیلم ترکیب شده‌اند. هر چند ساخت همین ودکست‌ها هم زمان‌بر و مشکل هست اما دوست داشتم می‌شد ودکست‌هایی به سبک برنامه‌های revision3 درست می‌کردیم. هر چند می‌دانم و می‌دانید که به زحمتش نمی‌ارزد و در نهایت به دلیل مشکل سرعت پایین اتصال به اینترنت در ایران مخاطب چندانی هم نخواهد داشت، با این حال شاید روزی HyperTV  از این حالت پادکست+تصویر درآمد و یک ودکست واقعی شد.

در روزگاری نه چندان دور من هم وقتی خبر را خواندم و سایت بالاترین را دیدم خیلی هیجان زده شدم. اما با فیلتر شدن بالاترین در ایران، فضا و لینک‌ها و موضوعات داغش خیلی عوض شد. بالاترین این روزها دیگر آن بالاترین مورد علاقه‌ام نیست. خیلی وقت است که فعالیتی در بالاترین ندارم و حتی مدتی پیش ویجت نمایش لینک‌های داغ بالاترین را برداشتم. در این یادداشت نظرات شخصی‌ام را می‌نویسم درباره چیزهایی که فکر می‌کنم بالاترین برای اینکه دوباره بهترین شود نیاز دارد:

1-قابلیت مسدود کردن: یکی از بزرگترین مشکلات سایت‌هایی مثل بالاترین اختلاف عقیده طبیعی کاربران هست که می‌تواند باعث ایجاد دعوای کاربران/ جو متشنج/شکل گیری مافیا برای حذف رقیب و به طور کلی تاثیر منفی روی محتوای سایت بشود. راه حل؟ امکان مسدود کردن. مثلاً آقا/خانم محترم کاربر مذهبی/غیرمذهبی که از لینک/نظر/موضوع داغ/کاربر، غیرمذهبی/مذهبی خوشش نمی‌آید با یک کلیک محتوای ناخوشایند را برای خودش مسدود کند تا دیگر بالاترین صحنه جنگ گروه‌های کاربری مختلف نباشد. در واقع view هر کاربر از لینک‌های داغ متفاوت با کاربر دیگر باشد (خیلی که پیچیده نشد؟)

2-موضوعات داغ در دسته‌ها و صفحات مختلف: باور کنید خسته شدم از اینکه می‌بینم اغلب موضوعات داغ بالاترین سیاسی هستند. انگار در دنیای ما به جز سیاست، بحث داغ دیگری نیست. دوست دارم وقتی به صفحه فرهنگ و هنر یا صفحه علم و تکنولوژی بالاترین می‌روم فقط موضوعات داغ مربوط را ببینم، نه اینکه در هر صفحه‌ای از سایت که باشی موضوعات داغ کلی سایت را ببینی.

3-تغییر اینترفیس: منفی دادن به لینک‌ها کاربرد نامناسبی پیدا کرده و تبدیل شده به ابزاری برای کسانی که نمی‌خواهند اجازه بدهند بعضی لینک‌ها به صفحه اول بیایند. اگر هر کاربر برای خودش لیست سیاه داشته باشد (همان قابلیت مسدود کردن) منفی می‌تواند برای همیشه از طراحی بالاترین برود و به جایش یک دکمه گزارش تخلف ساده قرار بگیرد. در واقع سایت‌های دیگری هم که بر اساس رای کاربران کار می‌‌کنند مثبت‌ها را معیار داغ شدن لینک قرار می‌دهند و کارکرد منفی‌شان مانند بالاترین ندارند.

4-اخطار کلمات نامطلوب: زمانی را یادم می‌آید که در بالاترین قوانینی بود برای فرستادن لینک که به روشنی بیان می‌کرد که مثلا از به کاربردن فلان کلمات پرهیز کنید. امروز اما ارسال لینک با کلمات نامطلوب و توهین آمیز عادی شده. چه خوب است که لیستی از کلماتی که می‌توانند توهین آمیز باشند تهیه شود و اگر موقع ارسال لینک اگر از کلمات آن لیست در عنوان یا توضیح لینک بود به کاربر هشدار داده شود.

شاید ادامه داشته باشد…