اثرات جانبی فیلترینگ بر محتوای فارسی وب- قسمت 2
آوریل 11, 2009
در نوشته قبلی به دو مقوله کلمات ممنوعه و خودسانسوری به عنوان اثرات جانبی فیلترینگ بر محتوای فارسی وب اشاره کردم، در ادامه میخواهم درباره مساله محدود شدن تنوع رسانهای صحبت کنم.
قبل از هر چیز این خبر را درباره سایت tinypic بخوانید. فیلتر کردن سایتهای اشتراک گذاری لینک، تصویر، ویدئو تنها به محدود شدن رسانههای قابل استفاده برای محتوای فارسی در وب میانجامد که در دنیای امروز این بیشتر به ضرر ماست. اجازه بدهید مثالی بزنم:
امروز یوتیوب به جزئی از زندگی روزمره مردم تبدیل شده است. کاخ سفید، واتیکان، نیروهای دفاعی اسرائیل، خانواده سلطنتی و … دارند از یوتیوب برای گفتن حرفهایشان استفاده میکنند. شبکههای تلویزیونی مثل CNN و BBC با آن همه امکانات رسانهای از یوتیوب هم استفاده میکنند. ملکه رانیا همسر سلطان عبدالله دوم پادشاه اردن، از یوتیوب برای مقابله با تصورات غلط غرب نسبت به مسلمانان استفاده کرده و برنده Youtube Visionary Award شده است. چرا ما از چنین رسانهای استفاده نکنیم؟ چرا ما نباید با استفاده از این رسانهها، محتوای فارسی وب را غنی کنیم و همچنین حرفهایمان را به گوش دنیا برسانیم؟
تصویر مربوط به اینجا
حتی اگر این را در نظر نگیریم که بسیاری از این سایتهایی که استفاده عمومی دارند، اجازه تولید و پراکندن هر محتوایی را نمیدهند و قوانین سفت و سختی درباره محتوایی که شامل کپی رایت میشود یا مثلاً محتوای توهین آمیز یا مستهجن دارند، باز هم فیلتر کردن کلی این سایتها راه حل نیست.
اگر یک کاربر محتوای نامناسبی را در یکی از این سایتهای عمومی قرار بدهد، با فیلتر کردن آن محتوا و آن کاربر مشکل حل میشود و نیازی به فیلتر کردن کل سایت نیست، این کار مانند آن است که به خاطر کشتن یک سوسک در یک جنگل، کل جنگل را آتش بزنیم!
ادامه دارد …
پ.ن: نرمافزار فیلترینگ مخابرات با توجه به شواهد لیست سیاهی از آدرسها و همچنین کلمات ممنوعه دارد. بعضی از ISP ها خودشان نرمافزار فیلترینگ دارند و گاه بعضی سایتها در بعضی ISP های خاص فیلتر هستند که با توجه به سراسری شدن سیستم فیلترینگ، دیگر کمتر از این موارد میبینیم. نکتهای که در مورد فیلترینگ سراسری یا محدود نرمافزاری قابل توجه است این است که اگر سایتی به اشتباه فیلتر شده باشد قابل پیگیری و رفع فیلتر است. اما در صورتی که فیلتر یک سایت به دستور مقام قضایی یا تشخیص کمیته تعیین مصادیق فیلترینگ سایتهای اینترنتی باشد، کاربران به هیچ طریقی نمیتوانند رفع فیلتر آن سایت را پیگیری کنند و سایت تا زمانی که آنها مجدداً تصمیم به رفع فیلتر نگیرند فیلتر خواهد بود. بسیاری از سایتها و سرویسهای عمومی مثل del.icio.us یا flickr یا youtube به تشخیص این کمیته فیلتر یا رفع فیلتر شدهاند.
امیدوارم مجموعه نظرات شخصیام درباره اثرات جانبی فیلترینگ بر محتوای فارسی بتواند باب گفتگو در مورد جنبههایی از فیلترینگ که کمتر دربارهشان صحبت شده را باز کند.
اثرات جانبی فیلترینگ بر محتوای فارسی وب
آوریل 8, 2009
فیلتر سایتها و وبلاگها در ایران موافقان و مخالفان خودش را دارد. صرفنظر از جنبههای سیاسی، گرچه فیلترینگ آثار مثبتی در دور نگه داشتن افراد از محتوای نامناسب داشته است (به عنوان نمونه محتوای هرزه نگارانه و کودکان) اما اثرات جانبی هم بر محتوای فارسی در وب داشته که در این نوشته و نوشتههای بعدی به آنها میپردازم:
- کلمات ممنوعه: این روزها همه برای به دور ماندن از فیلتر بعضی کلمات خاص که احتمال فیلتر شدن را دارند به شکلهای دیگری استفاده میکنند. معروفترین مثالش همین کلمه فیلتر هست که به صورت فیل تر، قیلطر، هیلتر و حتی تبخیر و … به کار میرود. این کار سبب کاهش امکان جستجوپذیری این کلمات ممنوعه شده است. به عنوان نمونه فرض کنید یک نفر بخواهد تحقیقی درباره نظر کاربران اینترنت درباره فیلترینگ داشته باشد، با این همه کلمه جایگزین عملاً چنین کاری بسیار مشکل است. مشکل دیگر وجود اشتراک معنی و کاربرد این کلمات ممنوعه است. در همین مثال کلمه فیلتر اگر یک دانشجو دنبال عبارت طراحی فیلتر، فیلتر بالاگذر و … باشد ممکن است با پیام مشترک گرامی مواجه شود (در حال حاضر اینطور نیست البته).
- خودسانسوری: این را باید در نظر بگیریم که ما مثلاً طرحهایی مثل تسما برای توسعه محتوای الکترونیکی داریم اما در عمل ترس از فیلتر شدن باعث خودداری تولیدکنندگان محتوا از ورود به بعضی عرصهها شده. این داستان دستگیری و اعلام مشخصات و فعالیتهای مدیران سایتهای مستهجن را در نظر بگیرید، سایت گرداب، خبرگزاریها و سایتهایی که در وب، خودی محسوب میشوند و نگرانی از فیلتر شدن ندارند اطلاعیهها و گزارشهایشان را با دهها کلمه ممنوعه و لینکهایی که وجودشان در یک صفحه به راحتی باعث فیلتر میشود منتشر میکنند اما آیا وبلاگها هم میتوانند با استفاده از همان کلمات ممنوعه نظراتشان را درباره این قضیه بنویسند یا این اقدام و جنبههای مختلف آن را تحلیل کنند؟
فکر میکنم صحبت درباره مسائل مرتبط با حریم خصوصی در وب، خطرهایی که وب ممکن است برای افراد غیربزرگسال داشته باشد و آشنا کردن والدین با چگونگی حفاظت از فرزندانشان در محیط وب مسائلی است که باید بسیار مورد توجه قرار بگیرد.
قدیم یک بار یک فیلتر اشتباه را به بخش فیلتر گزارش دادم و رفع شد. امیدوارم به خاطر این نوشته دوباره مجبور به این کار نشوم.
ادامه دارد…
پ.ن: وب معنایی یک ایده فوقالعاده برای قابل فهم کردن صفحات وب برای ماشینها دارد که از طریق تگهای معناگذاری و زبان هستی شناسی وب کمک میکند فیلتری بسیار هوشمند برای محتوای نامناسب داشته باشیم. در نوشتههای بعدی با موضوع فیلترینگ به این موضوع و همچنین لزوم استفاده از نرمافزارهای کنترلی توسط والدین برای جلوگیری از دسترسی کودکان و نوجوانان به بخشهای مخرب وب خواهم پرداخت.






