Hyper Web

Me, My World and Digital Life

آرشیو برای Misc

جزایر پیتکیرن

من واقعا چقدر زود قضاوت می‌کنم. فکر می‌کردم کومور با 682 هزار نفر جمعیت کشور کم اهمیتی در جهان هست و رئیس جمهور و دستگاه دیپلماسی کشور کلا اسکول هستند! اما حالا می‌بینم این طور نیست و جزایر پیتکیرن که کشورشون پرچم هم داره کلا 50 نفر جمعیت دارد. باید خوشحال باشیم که با ممالک مهم جهان رابطه داریم. اساسا روابط بین‌الملل ما خیلی قوی هست. دم وزارت امور خارجه هم گرم!

کومور روی نقشه جهان

توضیح: تصویر بالا موقعیت کومور در نقشه جهانی را نشان می‌دهد!

برنامه‌نویس ASP.NET

جهت انجام تعدادی پروژه تحت وب به چند برنامه‌نویس مسلط به ASP.NET 2.0 و SQL Server 2005 نیاز داریم. شرکت در مشهد و کار به صورت تمام وقت است. آقایان باید دارای کارت معافیت یا پایان خدمت باشند.

اگر مایل بودید سوابق کاری و درخواست خودتون رو به پست الکترونیک  hameds [at] gmail [dot] com بفرستید.

گودزیلا

godzila1954سال‌های ممنوعیت داشتن ویدئو و تماشای فیلم‌های ویدئویی یکی از ژانرهای محبوب، ژانر علمی-تخیلی-گودزیلایی بود!
گودزیلا این هیولای دایناسورگونه، برای اولین بار در فیلم Gojira محصول سال 1954ژاپن دیده شد و تا به امروز کاراکتر گودزیلا در بیش از 30 اثر حضور داشته است که آخرینشان گودزیلایی با نفس اتمی در Godzilla: Final Wars در سال 2004 بوده است.

کلمه Godzilla که در اصل به صورت Gojira هست از دو واژه ژاپنی gorira به معنی گوریل و kujira به معنی نهنگ ساخته شده، دو سال پس از ساخت نخستین فیلم گودزیلایی، امریکایی‌ها در یک همکاری مشترک با ژاپنی‌ها نسخه‌ای امریکایی از اولین گودزیلا را به نام Godzilla, king of Monsters را ساختند. در نسخه امریکایی البته علاوه بر تغییرات فیلم، اشاراتی که به بمباران اتمی شهرهای هیروشیما و ناکازاکی وجود داشت حذف شد.
بدین ترتیب گودزیلایی که بر اثر آزمایش اتمی امریکایی‌ها از خواب چند میلیون ساله‌اش بیدار شده بود، تبدیل به بزرگترین هیولای سینمایی شد. البته این گودزیلا به نوعی نماد ترس مردم ژاپن از حملات اتمی نیز بود. اکنون که بیش از 50 سال از نخستین حضور گودزیلا در سینما می‌گذرد، گودزیلا در فیلم‌های مختلفش با هیولاهای زیادی از کینگ کونگ و گیدورا گرفته تا مکاگودزیلا مبارزه کرده و انسان‌ها هر بار تنها به تماشای نبرد این هیولاها نشسته‌اند.

در نسخه‌های ژاپنی گودزیلا معمولا از طراحی کامپیوتری این هیولا خبری نبود و از مدلی عروسک مانند که یک انسان در آن قرار می‌گرفت استفاده می‌شد.

تا امروز بیش از هشت طرح مختلف از مدل عروسکی گودزیلا در سینما استفاده شده است، البته این بدون احتساب گودزیلاهایی است که به طور کلی مجددا طراحی شده‌اند مانند گودزیلای کامپیوتری فیلم گودزیلا در سال  98 که به نیویورک آمده بود و البته شش سال بعد در یک نبرد کوتاه با گودزیلای واقعی در سیدنی کشته شد!

Zillavsgodzilla
صحنه نبرد زیلا (گودزیلای کامپیوتری امریکایی) و گودزیلا در سیدنی

قرار است گودزیلا بار دیگر در شصتمین سالگرد تولدش بازگردد. هر چند بعضی‌ها دوست دارند نبردهای این هیولای سینمایی را به حساب وفاداری‌اش نسبت به انسان‌ها بگذارند ولی به نظر می‌رسد گودزیلا تنها به فکر حفظ قلمرو خود در برابر دیگر موجودات باشد.

در نوشتن از این یادداشت از ویکی پدیا هم استفاده کردم. استفاده و مشارکت در گسترش ویکی‌پدیا فارسی را به همه شما توصیه می‌کنم.

پ.ن: این پست تقدیم به جشنواره نوروزی وبلاگستان فارسی

jashn2

جایی برای خون نیست

اول سلام. سال نو مبارک.

دوم: فیلم‌های نوروزی تلویزیون گرچه اغلب جدید هستند و تماشایی ولی سانسورهای بی‌معنی، اثر دوبله‌های خوبشان را خنثی می‌کند. مثلا همین جایی برای پیرمردها نیست را در نظر بگیرید که چطور صحنه‌های بعضی قتل‌ها از آن حذف شده بود. این طور به نظر می‌رسد که در تلویزیون ما جایی برای خون و خونریزی و خشونت نیست!

سوم: هنوز بین علما اختلاف هست که بالاخره آنتون (خاویر باردم) زن لولین رو کشت یا نه؟
از نظر من  با توجه به اینکه آنتون بعد از خروج از خانه زن لولین، کف کفش‌هایش را نگاه کرد نتیجه می‌گیریم که آن خانم محترمه هم به قتل رسیدند. دلیلش هم  یکی از صحنه‌های خونبار(!) دیگر فیلم هست که سانسور شده بود : زمانی که آنتون در هتل کارسون را کشت. بعد تلفن زنگ زد. اینجا دوربین خون کارسون که روی زمین به حرکت در‌آمده بود را نشان داد و آنتون برای اینکه کفش‌هایش خونی نشوند پایش را از روی زمین بلند کرد.

چهارم: به عنوان فیلم جایی برای پیرمردها نیست فکر کرده‌اید؟ پیرمردها نمادی از ارزش‌های قدیمی، نمادی از گذشته خوب؟ بارها در طول فیلم از زبان تامی لی جونز درباره گذشته می‌شنویم و این که قدیم الایام خبری از این اتفاقات بد و آدم‌های بد نبود. راستی خاویر باردم که چپ و راست در فیلم آدم می‌کشد نماد کیست؟ نماد چیست؟

کریم

مردی که در عکس تی‌شرت یوتیوب پوشیده، Jawed Karim یکی از سه مرد بزرگ یوتیوب است.
موسسین یوتیوب
او که در سال 1979 در آلمان شرقی به دنیا آمده، پس از آمدن به امریکا در PayPal با چاد هارلی و استیو چن آشنا می‌شود و با همکاری هم در سال 2005 یوتیوب را می‌سازد. جالب است بدانید آقای کریم اولین ویدئو یوتیوب را آپلود کرده‌است: یک ویدئوی 18 ثانیه‌ای که  نامش من در باغ وحش است و خود آقای کریم در آن صحبت می‌کند. اگر به صفحه نرم افزارها و پروژه‌های آقای کریم در وب سایت شخصی‌اش نگاه کنید چیزهای جالبی می‌بینید مثل Quake 2 Model Viewer. یکی از کارهای اخیر آقای کریم Youniversity Ventures هست که هدفش کمک به دانشجویان یا فارغ التحصیلان دانشگاهی برای پیاده سازی ایده‌های تجاری‌ است.
از این جور دانشجو‌ها و فارغ التحصیل‌ها چند تا در ایران می‌شناسید؟ چند تا کریم مثل کریم در ایران می‌شناسید؟

مرتبط: YouTube: From Concept to Hyper-Growth

خلیج فارس

چند روز پیش Transformers را می‌دیدم. رسید به جایی که Jon Voight می‌گوید:”The president has dispatched battle groups to the Arabian Gulf and the Yellow Sea”. یادم آمد مدتی پیش هم یک فیلم 2007 ای دیگر دیده بودم که در آن رسما از خلیج عربی نام برده شده بود. به نظر می‌رسد هالیوود بدش نمی‌آید از این اسم جعلی در فیلم‌هایش بیشتر استفاده کند.

این قضیه باعث شد سری به ویکی‌پدیا بزنم. در ویکی‌پدیا انگلیسی صفحه Arabian Gulf به خوبی توضیح می‌دهد که این یک نام اشتباه است و کاربر را به صفحه‌ بحث درباره نام خلیج فارس هدایت می‌کند. اما در ویکی‌پدیا عربی، صفحه‌ای به نام خلیج فارس وجود ندارد و در صورت جستجو به صفحه خلیج عربی هدایت می‌شوید! کسی هست بتواند صفحه الخلیج الفارسی را در ویکی‌پدیا عربی بسازد؟

البته علاوه بر خلیج فارس، جایی دیگر در Transformers هست که به ایران مرتبط می‌شود، دیالوگ‌های زیر را ببینید:

- Hey, guys, I think the other team figured it out : Iran!
- Come on, man! This is way too smart for Iranian scientists!

پ.ن: جایی در Transformers مایکل بی اشاره‌ای می‌کند به آرماگدون که سال 98 ساخته بود. پسربچه‌ای که شگفت‌زده از برخورد روبات‌های دیگر است می‌گوید: “This is easilly a hundred times cooler than Armaggedon”. بقیه ارتباطات فیلمی Transformers را اینجا ببینید.

تختی

اتاق شماره 23 هتل آتلانتیک پایان تختی نبود.
امشب پدر برایم از تختی گفت، من هم روزی برای فرزندم از تختی خواهم گفت که تا ایران زنده است، جهان پهلوان تختی هم زنده است.

تختی

مرتبط: جهان پهلوان تختی، خودکشی یا شهادت؟ از مرکز اسناد انقلاب اسلامی

ترور بوتو

بدون شک ترور بی‌نظیر بوتو مهم‌ترین خبر 24 ساعت گذشته بوده، تنها دقایقی از پس از انفجار انتحاری که باعث کشته شدن نخست وزیر سابق پاکستان شد تمام شبکه‌های خبری به پوشش این خبر پرداختند. وب و رسانه‌های اینترنتی هم مستثنا نبودند.

مطابق اعلام رسمی، بی‌نظیر بوتو ساعت 13:16 به وقت گرینویچ در بیمارستان دولتی راولپندی فوت کرد. تنها 13 دقیقه بعد اولین نسخه صفحه ترور بی‌نظیر بوتو در ویکی‌پدیا انگلیسی ایجاد شد، یعنی فقط 7 دقیقه بعد از خبر BBC. این نسخه فقط شامل جمله The 27 December 2007 Rawalpindi bombing in which Benazir Bhutto was killed بود. به همین ترتیب 18 دقیقه بعد از تأیید کشته شدن بوتو، صفحه‌ای برای این رویداد در ویکی‌نیوز ساخته شد. ساعت 13:24 و پیش از ایجاد صفحات جداگانه برای ترور بوتو، تاریخ فوت به صفحه‌اش در ویکی‌پدیا انگلیسی  اضافه شده بود.

از آنجا که ترور بوتو یک رویداد روز محسوب می‌شد، بارها و بارها در 24 ساعت گذشته این صفحه تغییر پیدا کرد. تا این لحظه صفحه ترور بوتو در ویکی‌پدیا انگلیسی بیش از 800 بار مورد بازبینی و ویرایش قرار گرفته است!

در نخستین ویرایش‌هایی که بخش واکنش بین‌المللی به صفحه ترور بی‌نظیر بوتو اضافه شده بود، واکنش سخنگوی وزارت امورخارجه ایران هم بود، کمی بعد یک صفحه جداگانه برای واکنش بین‌المللی به ترور بی‌نظیر بوتو ایجاد شد و صحبت‌های سخنگوی وزارت امورخارجه به آن منتقل شد.

هم اکنون صفحه مربوط به ترور بی‌نظیر بوتو به جز انگلیسی در ویکی 12 زبان دیگر هم از جمله ویکی‌پدیا فارسی ایجاد شده است. در ویکی‌پدیا فارسی هم 7 ساعت و 20 دقیقه بعد از خبر کشته شدن بوتو نخستین صفحه در این مورد ایجاد شد که تا کنون 12 بار مورد ویرایش و بازبینی قرار گرفته است.

تیرانداز و شیهان

باب لی سووگر (تک‌تیرانداز) و دانی (کمک تیرانداز) در منطقه‌ای در اتیوپی به عنوان پوشش‌دهنده نیروهای امریکایی کمین کرده‌اند.

مطمئنی که ما نیروی حافظ صلح هستیم؟
آخه صلحی وجود نداره که بخواهیم ازش حفاظت کنیم.

دیالوگ‌های بالا را از زبان کمک تیرانداز می‌شنویم. چند دقیقه بعد بر اثر یک اشتباه مکان آن‌ها لو می‌رود و زیر آتش شورشی‌ها قرار می‌گیرند. مرکز فرماندهی امریکا آن‌ها را رها می‌کند تا بمیرند! دانی در این ماجرا کشته می‌شود.

سه سال بعد از این ماجرا، سووگر با سگش زندگی آرامی را در یک منطقه کوهستانی می‌گذراند. یک عده از CIA می‌آیند تا از سووگر کمک بگیرند. آن‌ها می‌گویند قرار است به رئیس جمهور امریکا در یک مراسم از فاصله 1600 متری شلیک شود. قرار است سووگر به عنوان یک کارشناس با آن‌ها همکاری کند. در روز موعود، تیراندازی انجام می‌شود و طوری صحنه‌سازی می‌شود که انگار کار سووگر بوده، یک پلیس محلی که جز نقشه توطئه است به سووگر شلیک می‌کند تا او را بکشد. سووگر زخمی می‌شود، در خیابان یک مأمور FBI را خلع سلاح می‌کند و با ماشینش فرار می‌کند. همه به دنبال سووگر هستند.

سووگر به خانه سارا، نامزد سابق دانی می‌رود. حالا همه این‌ها را گفتم به خاطر این قسمت. سووگر که به کمک سارا بهتر شده و آماده رفتن است، به عکس دانی نگاه می‌کند، برمی‌گردد و به سارا می‌گوید:

- ببین، تقصیر من بود.
- چی؟
-دانی رو می‌گم، نباید می‌گذاشتم …

سارا که اشک توی چشمانش جمع شده و خیلی ناراحته می‌گه: چی؟ و بعد یک سیلی می‌زنه توی گوش سووگر.
خب در این قسمت از فیلم منطق حکم می‌کنه که سارا شروع کنه به فحش دادن و کتک زدن سووگر و اشک ریختن و بگه که ای نامرد زدی نامزد منو به کشتن دادی، حالا اومدی اعتراف کنی. خیلی پستی و اینا! ولی در عوص خانم نامزد سابق با همان حالت اشک‌آلود می‌فرمایند:

دیگه اینو نگو
تو حق نداری مسئولیت این قضیه رو فقط با خودت بدونی
وقتی دانی رفت توی ارتش، دقیقا می‌دونست داره چی کار می‌کنه
دقیقا می‌دونست وقتی می‌ره توی قسمت تک‌تیراندازها داره چی‌ کار می‌کنه
اون عاشق کارش بود
هیچ کس اونو مجبور نکرد
لازم نیست خودت رو گناهکار بدونی

و در این قسمت سووگر می‌گه: حق با توئه. ببخشید که فکر می‌کردم اینطوریه!

سیندی شیهان در سمت راست و نمایی از فیلم تیرانداز در سمت چپ

Shooter در سال 2007 ساخته شده. وقتی این بخشش رو می‌دیدم فکر می‌کردم که دیالوگ‌های مسخره این جور فیلم‌ها پسر سیندی شیهان و صدها مادر امریکایی دیگر را که فرزندانشان در عراق کشته شده‌اند را زنده می‌کند؟ آیا گفتن اینکه “هیچ کس اونو مجبور نکرد” به مادران سربازان امریکایی که در عراق خدمت می‌کنند آرامش می‌دهد؟

حریم خصوصی

یک آقایی در سال 2007 فیلمی ساخته به نام Look. این فیلم که از زاویه دید دوربین‌های امنیتی ساخته شده داستان‌های مختلفی از زندگی خصوصی افراد مختلف را روایت می‌کند که توسط دوربین‌های کنترلی در امریکا گرفته شده است.

تبلیغ فیلم از دوربین یک اتاق پرو زنانه در یک فروشگاه شروع می‌شود! خب تصور کنید در کشوری هستید که 30 میلیون دوربین شما را تحت نظر دارند، این فقط درباره دوربین‌های امنیتی فرودگاه و بانک‌ها و مراکز دولتی نیست، پمپ بنزین، آسانسور، فروشگاه‌ها، خیابان‌ها و حتی بعضی از دستشویی‌های عمومی (!) را هم شامل می‌شود. در چنین شرایطی به طور میانگین امریکایی‌ها 200 بار در روز توسط دوربین‌های کنترلی مختلف شکار می‌شوند. با شنیدن این حقایق تازه می‌شود معنای Tagline فیلم (Everyone has secrets) را درک کرد.

حالا برسیم به بحث اصلی یعنی حریم خصوصی در ایران. هر چند اینجا در ایران نظارت از طریق دوربین هنوز خیلی خیلی محدود است اما تجاوز به حریم خصوصی افراد نه. فیلم‌ها و عکس‌های زیادی از خصوصی‌ترین لحظه‌های زندگی مردم با بلوتوث روی گوشی افراد رد و بدل می‌شود. حالا چه فرقی می‌کند که توزیع‌کننده‌ها را بگیری یا نه، اعدام کنی یا نه. مهم این است که در ماجرای سی‌دی خانم هنرپیشه یک گردش مالی 4 میلیاردی وجود داشت، یعنی 4 برابر پرفروش‌ترین فیلم تاریخ سینمای ایران. این یک آسیب اجتماعی است. حالا کسی پیدا می‌شود یک Look برای حریم خصوصی در ایران بسازد؟

Older entries »