mystery boxجی جی آبرامز خالق لاست از سوال مردم درباره این مجموعه می‌گوید: what the hell is that island که معمولاً به این صورت ادامه پیدا می‌کند: No, seriously, what the hell is that island
آبرامز در این سخنرانی در کنفرانس TED درباره علاقه‌اش به راز و رمز و تاثیری که پدربزرگش براو داشته می‌گوید. بعد یک جعبه مرموز با یک علامت سوال بزرگ بر رویش به ما نشان می‌دهد که سال‌هاست نگه داشته و بازش هم نکرده! در ادامه از کارکرد این mystery box ها در زندگی می‌گوید.

TED که سرنام  Technology , Entertainment , Design است نام کنفرانسی است که هر سال در لانگ بیج کالیفرنیا برگزار می‌شود. در این کنفرانس افراد مهمی از سراسر دنیا گرد هم می‌آیند و در سخنرانی‌های 18 دقیقه‌ای ایده‌هایشان را مطرح می‌کنند: ایده‌هایی که ارزش پخش شدن را دارند.

البته TED تنها به سه موضوع خلاصه نمی‌شود و در آن سخنرانی‌هایی با موضوع فرهنگ، سیاست، مشکلات جهانی، بحث‌های علمی و … هم هست. لری پیج و سرگی برین موسسان گوگل، بیل کلینتون رئیس جمهور سابق امریکا، بونو خواننده گروه U2، بیل گیتس بنیانگذار مایکروسافت، ال گور، موری گل من برنده نوبل فیزیک و خیلی‌های دیگر در این کنفرانس که از سال 1984 تا کنون سخنرانی کرده‌اند.

این‌ها که گفتم مقدمه‌ای بود برای معرفی صفحه جدیدی که به تازگی به وبلاگ اضافه کردم: صفحه سخنرانی‌های TED که در آن سخنرانی‌های جالبی که در این کنفرانس دیدم را به شما معرفی می‌کنم. این صفحه را به تدریج تکمیل خواهم کرد.

پس این شما و این صفحه سخنرانی‌های TED

پ.ن: این روزها در فیس بوک، لینک تماشای ویدئوهایی را share می‌کنم که به نظرم ارزش دیدن دارند، مثل این یکی که سیاست‌ها و اقدامات دولت بوش را خیلی قشنگ با خاک یکسان می‌کند و بعد نوید CHANGE اوبامایی می‌دهد.
اگر فرصتی دست بدهد خیلی دوست دارم مثل این صفحه سخنرانی‌های TED صفحاتی برای معرفی ویدئوهایی که ارزش وقت گذاشتن دارند، فیلم‌هایی که خوب است دیده شوند، کتاب‌هایی که خوب است خوانده شوند و موسیقی‌هایی که به نظرم خوب است شنیده شوند درست کنم.

سوزان بویل یک زن 47 ساله دهاتی انگلیسی در برنامه Britain’s Got Talent با یک اجرای فوق‌العاده باعث تعجب و تحسین تماشاچیان و داوران شد.
ویدئوی حضور و اجرای سوزان بویل بیش از 5 میلیون بار در همین چند روز دیده شده. سوزان بویل اکنون طرفداران زیادی پیدا کرده که آن‌ها سایتی هم برای او درست کردند تا ویدئوهای مربوط به سوزان را جمع آوری کنند.

چیزی که بعد از دیدن این ویدئو برایم جالب بود که باعث شد این یادداشت را بنویسم، صدای خوب و اجرای قشنگ سوزان بویل نبود، اعتماد به نفس و ایمان او به کاری که داشت انجام می‌داد بود. روی سن که رفت وقتی سوال کردند که چند سالته، جواب داد 47 سال و تماشاچیان خندیدند، سوزان کمی قر داد و گفت این فقط بخشی از منه که یعنی این همه‌اش نیست.
وقتی سوزان گفت که می‌خواد یک خواننده حرفه‌ای بشه، دوربین چهره یک دختر جوان رو نشون داد که با حالت ناباوری این حرف سوزان رو مسخره می‌دونست و زمانی که سوزان گفت که می‌خواد مثل الن پیج موفق باشه تماشاچی‌ها لابد با خودشان فکر می‌کردند این چی داره می‌گه؟

اما بعد از شروع موسیقی و به محض آنکه سوزان شروع به خواندن کرد تعجب تماشاچی‌ها و داوران و تشویق‌ها شروع شد، چند لحظه بعد تا پایان اجرای سوزان همه ایستاده در حال تشویق او بودند. هیچکس باور نمی‌کرد سوزان با آن ابروهای پاچه بزی چنین استعدادی داشته باشد.

این داستان البته مرا یاد مکرمه قنبری انداخت، بانوی نقاش ایرانی که سواد خواندن و نوشتن و تحصیلات دانشگاهی هنری نداشت و از 63 سالگی شروع به نقاشی کرد و نقاشی‌هایش به شهرت جهانی رسید. همه این‌ داستان‌ها دارند یک چیز را به ما می‌گویند:

مهم نیست که کجا زندگی می‌کنی، مهم نیست چه سنی داری، مهم نیست به چه کاری مشغولی، اگر آرزویی داری و برای دست یافتن به آن آرزو تلاش می‌کنی خوشبختی.

ویدئوی لحظات اجرای سوزان بویل

پ.ن: نوشته‌های دیگران در مورد سوزان بویل

آخرین پدرخوانده: بخشکی شانس…!
شاید اگر او در زمان درست در جای درست بود امروز سوزان بویل یکی از ثروتمند ترین و مشهورترین خوانندگان بریتانیا بود.اما..

یک پزشک: یوتیوب مشهور می‌کند: غلبه «سوزان بویل» بر اوباما و جورج بوش
آیا هیچ یک از حضار مراسم کلیسا، از صدای او راضی نبودند و هیچ آدم باذوقی در میان آنها پیدا نمی‌شد؟! جالب است بدانید که خانم بویل در سال ۱۹۹۹، یک از قطعات یک سی‌دی موسیقی را اجرا کرده بود. عواید فروش این سی‌دی برای مقاصد خیرخواهانه استفاده شد. پس چرا بویل در این زمان مطرح نشد؟ به طور مختصر و مفید می‌توان به این سؤال این طور جواب داد: آن زمان یوتیوب وجود نداشت!!

بودن و مجازی بودن: بیرون از سیستم و در برابر آن
بویل نه تنها دست‌پروردهء سیستم غالب نیست، بلکه به نوعی در مقابل آن می‌ایستد و در کمال شگفتی از پس قسمتی از آن برمی‌آید. او با ابروهای برنداشته، لباس املی و رفتار روستایی بر صحنه حاضر می‌شود و با اجرایش تودهنی محکمی به تمسخرکنندگان خود می‌زند.

در روزگاری نه چندان دور من هم وقتی خبر را خواندم و سایت بالاترین را دیدم خیلی هیجان زده شدم. اما با فیلتر شدن بالاترین در ایران، فضا و لینک‌ها و موضوعات داغش خیلی عوض شد. بالاترین این روزها دیگر آن بالاترین مورد علاقه‌ام نیست. خیلی وقت است که فعالیتی در بالاترین ندارم و حتی مدتی پیش ویجت نمایش لینک‌های داغ بالاترین را برداشتم. در این یادداشت نظرات شخصی‌ام را می‌نویسم درباره چیزهایی که فکر می‌کنم بالاترین برای اینکه دوباره بهترین شود نیاز دارد:

1-قابلیت مسدود کردن: یکی از بزرگترین مشکلات سایت‌هایی مثل بالاترین اختلاف عقیده طبیعی کاربران هست که می‌تواند باعث ایجاد دعوای کاربران/ جو متشنج/شکل گیری مافیا برای حذف رقیب و به طور کلی تاثیر منفی روی محتوای سایت بشود. راه حل؟ امکان مسدود کردن. مثلاً آقا/خانم محترم کاربر مذهبی/غیرمذهبی که از لینک/نظر/موضوع داغ/کاربر، غیرمذهبی/مذهبی خوشش نمی‌آید با یک کلیک محتوای ناخوشایند را برای خودش مسدود کند تا دیگر بالاترین صحنه جنگ گروه‌های کاربری مختلف نباشد. در واقع view هر کاربر از لینک‌های داغ متفاوت با کاربر دیگر باشد (خیلی که پیچیده نشد؟)

2-موضوعات داغ در دسته‌ها و صفحات مختلف: باور کنید خسته شدم از اینکه می‌بینم اغلب موضوعات داغ بالاترین سیاسی هستند. انگار در دنیای ما به جز سیاست، بحث داغ دیگری نیست. دوست دارم وقتی به صفحه فرهنگ و هنر یا صفحه علم و تکنولوژی بالاترین می‌روم فقط موضوعات داغ مربوط را ببینم، نه اینکه در هر صفحه‌ای از سایت که باشی موضوعات داغ کلی سایت را ببینی.

3-تغییر اینترفیس: منفی دادن به لینک‌ها کاربرد نامناسبی پیدا کرده و تبدیل شده به ابزاری برای کسانی که نمی‌خواهند اجازه بدهند بعضی لینک‌ها به صفحه اول بیایند. اگر هر کاربر برای خودش لیست سیاه داشته باشد (همان قابلیت مسدود کردن) منفی می‌تواند برای همیشه از طراحی بالاترین برود و به جایش یک دکمه گزارش تخلف ساده قرار بگیرد. در واقع سایت‌های دیگری هم که بر اساس رای کاربران کار می‌‌کنند مثبت‌ها را معیار داغ شدن لینک قرار می‌دهند و کارکرد منفی‌شان مانند بالاترین ندارند.

4-اخطار کلمات نامطلوب: زمانی را یادم می‌آید که در بالاترین قوانینی بود برای فرستادن لینک که به روشنی بیان می‌کرد که مثلا از به کاربردن فلان کلمات پرهیز کنید. امروز اما ارسال لینک با کلمات نامطلوب و توهین آمیز عادی شده. چه خوب است که لیستی از کلماتی که می‌توانند توهین آمیز باشند تهیه شود و اگر موقع ارسال لینک اگر از کلمات آن لیست در عنوان یا توضیح لینک بود به کاربر هشدار داده شود.

شاید ادامه داشته باشد…

ودکست‌های فارسی

فوریه 7, 2009

به کمک سایت embedr می‌توانید از ویدئوهایی که روی سرویس‌های مختلف هستند یک playlist بسازید. من هم یک playlist برای ودکست‌های فارسی ساختم و از این به بعد هر ودکست فارسی جدیدی را به آن اضافه خواهم کرد. در حال حاضر ودکست‌های یک پزشک و پژواک را می‌توانید در لیست ودکست‌های فارسی ببینید.

Lost

ژانویه 12, 2009

امروز نکته جالبی در بخش تغییر اطلاعات پروفایل در گوگل دیدم:
چیزی که نمی‌توانم با گوگل پیدا کنم، مثال: بهشت، عشق، آتلانتیس، Oceanic 815‌، اسپم

Oceanic 815

پ.ن: دلم برای Brother گفتن‌های دزموند و Dude گفتن‌های هارلی و کک مکی و درایو شفت و کله کچل جان لاک و لبخندهای جولیت و عینک گرد بن و موهای وزوزی سعید و قیافه خسته جک در فصل چهارم تنگ شده. ع.ف. جاوید عزیز، فصل پنجم و ما را دریاب!

iDevCenter

نوامبر 24, 2008

iDevCenter یکی از قدیمی‌ترین سایت‌های آموزشی مرتبط با برنامه‌نویسی و طراحی وب به تازگی با نسخه جدیدش برگشته.

idevcenterv3

شاید بتوان iDevCenter را نخستین سایت آموزشی فارسی با رویکرد وب 2 نامید، چون دیگر به سبک سایت‌های قدیمی آموزشی خبری از بخش مقالات و اخبار نیست. به جای آن دو بخش ویکی‌ها و لینک‌ها اضافه شده‌اند که اولی کارکردی مشابه سایر ویکی‌ها و دومی با سیستم رای گیری، عملکردی مشابه سایر سیستم‌های اشتراک لینک اجتماعی را دارد. امکان برچسب گذاری برای محتوا هم به دسته‌بندی بهتر و سادگی مرور نوشته‌ها کمک بسیاری کرده است. توضیح خوبی درباره نسخه جدید سایت iDevCenter رو در اینجا می‌توانید بخوانید.

برای سهیل رشیدی و دیگر دوستانی که در راه‌اندازی مجدد این سایت خوب نقش داشته‌اند آرزوی موفقیت می‌کنم.

راکفلریسم

سپتامبر 19, 2008

diplomacy2 این روزها دارم کتاب سیاست پردازی و نیرنگ از جان کولمن را می‌خوانم.  کتابی که خواندنش را به خیلی‌ها توصیه کرده‌ام. فصلی از آن به راکفلرها اختصاص دارد. در جایی از این فصل می‌خوانیم:

مشاوران راکفلر به او توصیه کرده بودند که یک آژانس اطلاعاتی خصوصی تأسیس کند. در پی این پیشنهاد، راکفلر، همه کارکنان و تجهیزات “راین هاردت هایدریش” یا سرویس جاسوسی اس.اس. را خریداری کرد. این تشکیلات در حال حاضر با عنوان پلیس بین‌المللی یا انترپول فعالیت دارد.

راکفلر با داشتن یک تشکیلات اطلاعاتی که بهترین عوامل اس.اس. آن را پشتیبانی می‌کردند، این توانایی را بدست آورده بود که در امور داخلی کشورها مداخله کند، نظام مالیاتی‌شان را تغییر دهد، سیاست خارجی‌شان را به میل خود دگرگون کند و در نهایت دولت ایالات متحده را تحت فشار قرار دهد تا خود را با پرداخته‌های او همخوان سازد.

پ.ن: این را می‌گذارم کنار داستان سریال Prison Break که به تازگی فصل اولش را تمام کرده‌ام و بعد نگاه می‌کنم که فاکس دارد این سریال را پخش می‌کند و فاکس مال رابرت مرداک است و بعد از خودم می‌پرسم دنیا دست کیه؟ رسانه‌ها، دولت‌ها و افکار عمومی را چه کسانی هدایت می‌کنند؟

جزایر پیتکیرن

ژوئن 16, 2008

من واقعا چقدر زود قضاوت می‌کنم. فکر می‌کردم کومور با 682 هزار نفر جمعیت کشور کم اهمیتی در جهان هست و رئیس جمهور و دستگاه دیپلماسی کشور کلا اسکول هستند! اما حالا می‌بینم این طور نیست و جزایر پیتکیرن که کشورشون پرچم هم داره کلا 50 نفر جمعیت دارد. باید خوشحال باشیم که با ممالک مهم جهان رابطه داریم. اساسا روابط بین‌الملل ما خیلی قوی هست. دم وزارت امور خارجه هم گرم!

کومور روی نقشه جهان

توضیح: تصویر بالا موقعیت کومور در نقشه جهانی را نشان می‌دهد!