تیرانداز و شیهان

دسامبر 24, 2007

باب لی سووگر (تک‌تیرانداز) و دانی (کمک تیرانداز) در منطقه‌ای در اتیوپی به عنوان پوشش‌دهنده نیروهای امریکایی کمین کرده‌اند.

مطمئنی که ما نیروی حافظ صلح هستیم؟
آخه صلحی وجود نداره که بخواهیم ازش حفاظت کنیم.

دیالوگ‌های بالا را از زبان کمک تیرانداز می‌شنویم. چند دقیقه بعد بر اثر یک اشتباه مکان آن‌ها لو می‌رود و زیر آتش شورشی‌ها قرار می‌گیرند. مرکز فرماندهی امریکا آن‌ها را رها می‌کند تا بمیرند! دانی در این ماجرا کشته می‌شود.

سه سال بعد از این ماجرا، سووگر با سگش زندگی آرامی را در یک منطقه کوهستانی می‌گذراند. یک عده از CIA می‌آیند تا از سووگر کمک بگیرند. آن‌ها می‌گویند قرار است به رئیس جمهور امریکا در یک مراسم از فاصله 1600 متری شلیک شود. قرار است سووگر به عنوان یک کارشناس با آن‌ها همکاری کند. در روز موعود، تیراندازی انجام می‌شود و طوری صحنه‌سازی می‌شود که انگار کار سووگر بوده، یک پلیس محلی که جز نقشه توطئه است به سووگر شلیک می‌کند تا او را بکشد. سووگر زخمی می‌شود، در خیابان یک مأمور FBI را خلع سلاح می‌کند و با ماشینش فرار می‌کند. همه به دنبال سووگر هستند.

سووگر به خانه سارا، نامزد سابق دانی می‌رود. حالا همه این‌ها را گفتم به خاطر این قسمت. سووگر که به کمک سارا بهتر شده و آماده رفتن است، به عکس دانی نگاه می‌کند، برمی‌گردد و به سارا می‌گوید:

- ببین، تقصیر من بود.
- چی؟
-دانی رو می‌گم، نباید می‌گذاشتم …

سارا که اشک توی چشمانش جمع شده و خیلی ناراحته می‌گه: چی؟ و بعد یک سیلی می‌زنه توی گوش سووگر.
خب در این قسمت از فیلم منطق حکم می‌کنه که سارا شروع کنه به فحش دادن و کتک زدن سووگر و اشک ریختن و بگه که ای نامرد زدی نامزد منو به کشتن دادی، حالا اومدی اعتراف کنی. خیلی پستی و اینا! ولی در عوص خانم نامزد سابق با همان حالت اشک‌آلود می‌فرمایند:

دیگه اینو نگو
تو حق نداری مسئولیت این قضیه رو فقط با خودت بدونی
وقتی دانی رفت توی ارتش، دقیقا می‌دونست داره چی کار می‌کنه
دقیقا می‌دونست وقتی می‌ره توی قسمت تک‌تیراندازها داره چی‌ کار می‌کنه
اون عاشق کارش بود
هیچ کس اونو مجبور نکرد
لازم نیست خودت رو گناهکار بدونی

و در این قسمت سووگر می‌گه: حق با توئه. ببخشید که فکر می‌کردم اینطوریه!

سیندی شیهان در سمت راست و نمایی از فیلم تیرانداز در سمت چپ

Shooter در سال 2007 ساخته شده. وقتی این بخشش رو می‌دیدم فکر می‌کردم که دیالوگ‌های مسخره این جور فیلم‌ها پسر سیندی شیهان و صدها مادر امریکایی دیگر را که فرزندانشان در عراق کشته شده‌اند را زنده می‌کند؟ آیا گفتن اینکه “هیچ کس اونو مجبور نکرد” به مادران سربازان امریکایی که در عراق خدمت می‌کنند آرامش می‌دهد؟